اسماعيل ناظم

مقدمه 27

دارونامه طوبا ( گزيده داروهاى مجرب پزشكى ايرانى ) ( فارسى )

ادويه‌اى كه كاسر حدّت آن‌ها باشند و يا تبليد عضو نمايند . كتيرا و العبه و افيون و بزر البنج . * و ادويهء مقويهء حافظهء آن‌ها در ادويهء مأكوله و مشروبه * و صموغ و ادهان و موم و سفيدهء بيضه مرغ و افيون در اطليه و اضمده و قيروطيات و مراهم ( مانند مرهم زنگار و سفيداب و توتيا و نوره و امثال اين‌ها كه به سبب لزوجت و ارخا و تخدير و غيرها مانع آيند از شدّت تأثير و ادراك به الم لذع و نفوذ و كاوش و تقطيع و احراق و غيرها ) * و امتزاج شيرينىهاى طيبة الرائحة و مقويه قلب و كبد و فم معده ( مانند گلقند و شراب سيب و به و جوارش عود و دواء المسك و امثال اين‌ها ) با ادويه حادّهء كريهة الرايحه بدطعم ( مانند حلتيت و مر مكى و صبر و امثال اين‌ها ) . و اكثر اين امور با هم مشارك‌اند . و امّا دوم كه علّت تركيب دوا ، تركيب مرض باشد و آن سه امر است . اولًا ، بدان كه مراد از مرض مفرد در اينجا آن است كه طبيب در معالجه آن ، محتاج به يك امر بيش نباشد ( مانند تبريد و يا تسخين و يا ترطيب و يا تيبيس و يا تحليل و يا اسهال صفراء و يا بلغم و يا سوداى صرف و امثال اين‌ها ) . ولى اگر طبيب در معالجه محتاج به چند امر باشد ، مرض مركب است . و مراد اين نيست كه اگر مرضْ مركب از چند جنس مرض از سوء مزاج و تفرق اتصال و مرض تركيب نيست ، مرض مفرد است و الّا مرض مركب ؛ زيرا كه مىتواند بود كه مرض از جنس واحد باشد و در آنْ محتاج به چند نوع از معالجه باشند ( مانند قروح لحميه ، كه از جملهء تفرق اتصال است و در ازالهء آن محتاج به دواى منبت لحم و جالى قيح و وسخ و ناشف رطوبات زائده‌اند ، و اگر در آنْ لحم عفن فاسد باشد ، به دواى اكّال نيز و . . . ) . * اما امر اوّل آنكه مرضْ مركب از دو خلط باشد و دواى مفرد به تنهايى نتواند دفع آن هر دو نمايد . مانند : * شطر الغب ( غب غير خالص ) كه ماده آن مركب از صفراء و بلغم است و محتاج مىشوند در معالجه آن به تركيب مسهل صفراء با مسهل بلغم ( مانند سقمونيا با شحم حنظل ) . *